![]() |
![]() |
|
| جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
علی اصغر صفری دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا
مطمئنا عزيزاني كه اخبار هوانوردي را پيگيري مي كنند مدتي پيش در جريان سانحه عجيبي كه در فرودگاه (آرلاندای ) شهر استکهلم سوئد براي يك فروند هواپيماي (a.300) ايران اير رخ داد هستند . وحتما پست زيباي كاپيتان مدرسي عزيز را هم در اين مورد مطالعه كرده اند . در ادامه بنده حقير هم با تحقيق در اين باره به نتايج جال بي رسيدم كه باعث تعجب و حيرت زدگي اين جانب شد ! خلبانان اين اير باس ايراني واقعا ثابت كردند كه (خلبانان ايراني هنوزهم جزء بهترين هاي جهانند) .. بدترين حالت ممكن ! اگر از هر خلباني پرسيده شود كه بدترين اتفا قي كه ممكن است در پرواز براي يك هواپيما رخ دهد مطمئنا (از دست دادن موتور در حين تيك اف را به عنوان يكي از بدترين حالات ممكن براي هواپيما خواهد دانست ) چرا اين حالت خطرناك است ؟؟! دوستان عزيز همان طور كه مي دانيد هواپيما در حالت (take-off) براي به دست اوردن سرعت (lift)و(تيك اف) با بيش ترين نيروي رانش موتور حركت را اغاز مي كند و به اصطلاح (موتورها) با حداكثر نيروي موجود و با بالاترين نرخ در حال گردش هستند . در چنين شرايطي سرعت زميني هواپيما در عرض چند ثانيه به طرز وحشتناكي افزايش مي يابد به طوري كه نيروي(lift) حاصل از اين سرعت بالا يك هواپيماي فوق سنگين را به راحتي از زمين بلند مي كند. (كاري كه قوي ترين جرثقيل هاي جهان هم نمي توانند....) در چنين سرعت بالايي باتوجه به ان كه هواپيما روي زمين قرار دارد و به خاطر ( ضعف تعادلي ) هواپيما در روي زمين اگر كوچك ترين مشكلي در نيروي رانش و يا سطوح كنترل هواپيما پيش بيايد به دليل سرعت و شتاب زياد هواپيما و شرايط خاص اطراف باند به احتمال خيلي زياد يك فاجعه رقم خواهد خورد . ضعف تعادلي هواپيما(بر روي زمين)چيست؟ همان طور كه مي دانيد يكي از تفاوت هاي بارز بين هواپيما و خودرو در حركت روي زمين اين است كه هواپيما در حركت برروي زمين بر خلاف اتوموبيل ها بر روي سه چرخ حركت مي كند و به همين دليل و به خاطر قرار نگرفتن چرخ هاي عقب و جلو هواپيما در يك امتداد افقي حفظ تعادل هواپيما برروي زمين نسبت به ديگر وسايل نقليه بسيار مشكل است و در(landing-gear)هواپيماها فناوري هاي بسيار بسيار پيشرفته اي به كاررفته كه وظيفه ان حفظ تعادل هواپيما در حين (take-off and landing and taxi) است . (ياداور مي شوم طراحي وساخت (landing-gear)در صنعت هواپيمايي جزء مشكل ترين و پيچيده ترين علوم مهندسي است.... پس با بازگشت به بحث اصلي متوجه مي شويم كه هواپيما اگر در حالي كه برروي زمين درحال حركت است (ان هم به منظور تيك اف)درصورت بروز مشكل جدي ممكن است با (بحران جدي حفظ تعادل ) روبرو شود كه بسيار خطرناك است. (تكرار مي كنم خصوصا كه در حال تيك اف باشد!!) وقتي كه موتور جت سركش شود...... عزيزان مي دانند كه تفاوت اصلي موتورهاي جت با موتورهاي پيستوني در اين است كه اين موتورها با(كمپرس شديد هوا و سوزاندن ان و خارج كردن هواي فشرده با قدرت و سرعت مافوق تصور زمينه حركت وشتاب فوق العاده هواپيماهاي جت را فراهم مي كند.) خوب اين خصوصيت خوبي است و باعث مي شود كه هواپيما كمتر ارز يك روز بتواند فاصله بين دو قاره را طي كند! درست است اما موتورهاي جت با اين كه مزاياي فوق العاده اي معايبي هم دارند كه عبارتند از. 1 . به شدت در مقابل مكش و ورود اشيائء خارجي اسيب پذيرند . (اسيب پذيرتر ازموتورهاي ديگر ) 2. در صورت بهم خوردن تعادل در رانش موتورها مي تواند در بعضي شرايط به شدت بر پايداري هواپيما تا ثير گذار باشد. همان گونه كه عرض كردم قدرت و سرعت بالاي موتورهاي پيشرفته جت معايبي هم دارد كه به ان اشاره كردم . (اين 2خصوصيت موتور جت در سانحه a.300 به نظر من نقش مهمي داشتند).
پرواز استكهلم-تهران.... ! به خاطر اين كه در چند پست قبل در همين سايت استاد (مدرسي) توضيحات مفيدي را ارائه كرده بودند من سعي مي كنم كه تكرار دوباره نكنم و نكات ديگري را خصوصا در مورد لحظه به لحظه عملكرد خلبانان كه به ذهنم رسيد (با توجه به اطلاعاتي كه تا اين لحظه جمع اوري كرده ام ) ارائه كنم. شروع پرواز (یک فروند ایرباس مدل ۶۰۰ - ۳۰۰ متعلق به خطوط هوایی ایران ایر ( هما ) با ریجستر EP IBB به شماره پرواز ۷۶۲ با ۱۷۲ نفر مسافر و خدمه به خلبانی " کاپیتان صداقت " قرار است در مسیر استکهلم - تهران پرواز کند . در این هواپیما دو گروه پروازی شامل 32نفر حضوردارندو ساعت ۱۲:۴۱ دقیقه به وقت محلی و ۱۵:۱۱ دقیقه به وقت تهران است . که هواپیما در ابتدای باند ۱۹ راست قرار گرفته و بعد از هماهنگی با برج مراقبت فرودگاه آراندا ، به حرکت در می آید ...(برگرفته از همين سايت) لحظه اي كه حادثه رخ داد لحظاتي بعد از شروع حركت جهت (take-off) موتور سمت چپ هواپيما ناگهان به علت انفجار در کمپرسور دچار اتش سوزي مي شود و در واقع دچار (كمپرسور استال) مي شود و هواپيما به شدت سمت چپ منحرف مي شود... چرا هواپيما به سمت چپ منحرف شده؟! در هواپيماهايي كه بيش از يك موتور دارند اگر در حين پرواز و درحالي كه موتور در حال فعاليت است يكي از موتورهاي روي بال هاي هواپيما به هر دليلي از كار بيفتد يا (كمپرسور استال)شود .به خاطر رانش موتورهاي بال مخالف و برهم خوردن معادله (رانش موازي ) هواپيما بسته به قدرت و ميزان رانش موتوري كه در سمت مخالف است به سمت موتور اسيب ديده منحرف مي شود و براي اين كه اين اتفاق رخ ندهد خلبان بايد دور موتوري كه سالم است را به سرعت كاهش دهد. كه البته اين مسئله به سخن اسان است و در عمل بسيار كار مشكلي است . خطرات برهم خوردن(رانش موازي ).. به هم خوردن (رانش موازي ) در موتورهاي هر هواپيما در صورتي كه اختلاف رانش موتورهاي هربال زياد باشد مي تواند باعث انحراف در حركت هواپيما شود كه همين امر يعني انحراف در جهت هواپيما مي تواند خصوصا در حالي كه هواپيما در حال (landing or take-off) است بسيار خطرناك باشد. لازم به ذكر است كه اگر هواپيما دو موتوره باشد (مانند همين هواپيمايa.300ايران اير) و رانش موازي موتورها را از دست بدهد به مراتب در شرايط خطرناك تري قرار خواهد گرفت (در مقايسه با هواپيماهاي چهارموتوره)دليل ان هم در معادله ساده زير است. ما اگر نيروي رانش را در يكي ازموتورهاي ايرباس -300 از دست بدهيم در واقع در يك طرف معادله (50 درصد نيروي رانش را از دست داده ايم . درصورتي كه در طرف ديگر معادله (موتور ديگر) 50 درصد رانش وجود دارد و اين رانش اضافه كه در مقابل خود رانش خنثي كننده موتور بال مقابل را ندارد(رانش وابسته به يك موتوربوده و با از دست رفتن ان كل رانش روي يك بال از دست رفته) هواپيما را با فشاري زياد به سمتي كه رانش را از دست داده هدايت مي كند.. (در اين سانحه در مورد هواپيماي مذكورa.300 اين قاعده صدق مي كند) اما در هواپيماهاي چهارموتوره مثل (a.340-b.747و...) اگر رانش يكي از موتورهاي بال سمت راست ياچپ از دست برود خلبان هنوز (25درصد) رانش مفيدرا در همان بال داردومي تواند با مساوي كردن رانش موتورهاي بال مقابل با رانش موتور باقيمانده (دربالي كه يك موتوررا ازدست داده ) از انحراف هواپيما جلوگيري كند يا حداقل شدت انحراف را كم كند. خب با تفاسير بالا در مي يابيم كه با از دست رفتن موتور سمت چپ هواپيماي ايرباس ايران اير (كه گفته ميشود نزديك سرعت(v.1 ) پرواز مي كرده ناگهان هواپيما با شدت زيادي به سمت چپ منحرف مي شود. وقتي همه چيز در بدترين حالت ممكن است !! با (فاير) شدن كمپروسر موتور چپ هواپيماي ايرباس در شرايطي كه هواپيما نزديك (وي-وان) قرار داشته حركت خطرناك انحرافي هواپيما اغاز مي شود از اين لحظه به بعد صدم ثانيه در تعين سرنوشت اين پرواز نقش دارد و خلبانان بايد در عرض چند ( ثانيه ) سرنوشت پرواز را رقم مي زدندو بهترين تصميم را براي اين ماشين خطرناك و سرنشينان ان مي گرفتند. در اين شرايط هيچ فرصتي براي تفكر و حساب وكتاب هاي معمول پرواز نيست و خلبانان بايد تمام (هنر-علم-تجربه وشانس) خود را فقط ذر چند ثانيه نشان دهند . که خلبان در چنين شرايطي دو راه پيشرو دارد. 1.در همين شرايط سعي كند هواپيما را از زمين بلند كند و دوباره براي فرود اقدام كند. 2.سعي كند كه سرعت سرسام اور و انحراف خطرناك هواپيما را كنترل كند و هواپيما را به هر ترتيب در روي زمين متوقف كند (باور كنيد اين كار با توجه به سرعت و وضعيت خاص هواپيما كار بسيار سختي است) در زير به طور مفصل اين دو روش مي پردازيم.
1.پرواز در اين شرايط و فرود مجدد. سوال اين است كه ايا پرواز در شرايطي كه هواپيما يك موتور را از دست داده خطرناك نيست ؟ در جواب بايد گفت اين كار قطعا خطرناك است (اما گاهي اوقات هيچ راه ديگري وجود ندارد و بايد بين بد وبدتر بد را انتخاب كرد) منظور من اين است كه (ماندن روي زمين در شرايطي كه هواپيما در سرعت (تيك اف) قرار دارد و به شدت هم به خاطر از دست دادن موتور تعادل را از دست داده به نظر خطرناكتر مي رسد) پس چرا كاپيتان (صداقت)پرواز نكرده است.؟ به نظرمن كاپيتان صداقت با توجه به اين که هواپيما به شدت به سمت چپ متمايل شده بوده حدس زده كه اگر (يوك) را به سمت خود بكشد و هواپيما را از زمين بلند كند ممكن است چند حالت روي دهد. 1.هواپيما يك موتور را از دست داده است -----پس براي اين كه بتواند بايك موتور تيك اف كند نمي تواند (تراست) تنها موتور باقي مانده را كاهش دهد (در اين صورت هواپيما liftكافي براي بلند شدن پيدا نمي كند و با اين زاويه كجي ناشي از رانش موتور راست پرواز كردن نمي تواند عاقبت خوبي داشته باشد (به خاطر احتمال برخورد بال هواپيما به زمين با توجه به زاويه هواپيما) 2.حتي اگر هواپيما توانست چند پا اوج يگيرد براي اين كه بتواند هواپيما را (براي جلوگيري از برخورد با زمين به خاطر شرايط انحراف به چپ هواپيما) از زمين دور كند مجبور به(nose up) ميشود كه با توجه به نداشتن نيمي از رانش ميتواند باعث (stall) شود. (بعضي از اوقات در عاميانه گفته ميشود كه هواپيما با از دست دادن موتور هم مي تواند براي لندينگ اقدام كند-اما اين قاعده براي شرايطي كه هواپيما نياز به (climb) دارد بسيار پيچيده تر مي شود و نمي شود اطمينان داد كه در اين شرايط هواپيما به راحتي بتواند به فرودگاه برگردد!!!) 3.با توجه به اين كه موتور شماره یک دچار اتش سوزي شده بوده پرواز كردن ممكن است باعث اتش سوزي در ديگر قسمت هاي هواپيما وگسترش ان بشود.و وضعيت را بحراني تر كند. 2.كنترل هواپيما در روي زمين. راه دومي كه كاپيتان صداقت در ان شرايط پيش رو داشته است اين بوده كه قيد پرواز را بزند و سعي كند در ان سرعت ووضعيت خاص هواپيما را روي زمين كنترل كند (شايد شما بگوييد خوب اين راه كه خيلي بهتره..!) اما همان طور كه اشاره شد اين كار نيز باتوجه به دو پارامتري كه هواپيما دران شرايط داشته كار سخت و خطرناكي بوده. اين 2پارامتر عبارتند از 1.سرعت بالاي هواپيما. 2.ازدست دادن تعادل هواپيما و انحراف شديد به سمت موتوري كه ازدست رفته. در زير بايد دوباره در مورد يك مسئله توضيح داده شود. ( در (a.300)اگر در پرواز معمولي ودر حالي كه هواپيما در ارتفاع مناسبي باشد به هر دليلي يكي از دو موتور ازكار بيفتد (با توجه به شدت رانش موتور بال ديگر) ناگهان هواپيما يك حركت (yaw) انجام مي دهد ودر همان لحظه (warnings) متفاوت موتورها و(هيدروليك-سيستم سوخت رساني-سيستم برق موتور-fire warning-,...) شروع به هشدار مي كنند و خلبانان در اولين فرصت اقدامات براي جلوگيري از انحراف بيشتر يا مهار اتش سوزي با كمك كامپيوتر مركزي هواپيما موتور معيوب را (شات دون) مي كنند و بلافاصله دور موتور ورانش موتور باقي مانده را طوري تنظيم مي كنند كه هواپيما دوباره به حالت تعادل باز گردد.و بعد از اين كه تعادل نسبي ايجاد شد خلبانان براي emergency-landing) اقدام مي كنند. اقدام در كتاب هاي پرواز تمام هواپيماها و جود دارد و خلبان تمام دستورات را بر حسب كتابچه فني (دستور العمل هاي مربوط به اين هواپيما اجرا مي كند) اما در روي زمين در صورتي كه اين اتفاق براي موتورها رخ دهد همه چيز تغيير مي كند خلبان فرصثي براي (شات دون) موتور معيوب ندارد و تنها چيزي كه بايد تمام تلاش خود را صرف ان كند اين است كه از برخورد هواپيما با موانع زميني جلوگيري كند و هواپيما را متوقف كند . خب همان طور كه همه مي دانيم كاپيتان صداقت و همكاران وي در همان لحظات اوليه تصميم گرفتند تا هواپيما را در روي زمين كنترل كنند .... حالا سوال اصلي اين است كه چگونه موفق به انجام اين كار شدند؟؟؟ هواپيما چگونه متوقف شد؟ جواب اصلي اين سوال را به نظرم خود جناب (كاپيتان صداقت)بايد بدهند اما حدثياتي مطرح است كه در ادامه عرض خواهم كرد. در ابتدا با تشكر از استاد بزرگوارم(كاپيتان مدرسي)فرضيه مطرح شده از جانب ايشان را مبني بر اين كه يكي از خلبانان احتمالا با دقت تمام (ايندكيترهاي) مربوط به موتور را در لحظه پرواز زير نظر داشته و بلافاصله پس از اسيب اوليه موتور (در باره ان توضيح مي دهم) و تغيير پرامترها در همان ثانيه اول متوجه كل موضوع شده و سريعا تلاش براي كنترل هواپيما را اغاز كرده است (مي توان بسيار بسيار مطرح دانست) اما در ادامه بنده حقير با اجازه از استاد اين فرضيه را كامل مي كنم... عزيزان خلبان مي دانند كه اصولا كابين خلبان هم داراي رسومي است كه مربوط به فن پرواز است و يكي از اين رسوم كه معمولا در دوران اموزش خلبانان را به ان عادت مي دهند اين است كه: (در هنگام (take-off)معمولا يكي از خلبانان يوك را با دو دست نگه مي دارد و چشم به (speed) هواپيما دارد تا با رسيدن به سرعت (تيك اف) هواپيما را بلند كند و خلبان ديگر و ظيفه دارد (ايندكيتورهاي)مربوط به و ضعيت موتور را به دقت زير نظر بگيرد تا در صورت هرگونه تغيير در وضعيت موتورها و هشدار يا نقصي بلافاصله عكس العمل مناسب را نشان دهد) به نظر بنده در مورد خدمه ايرباس ايراني هم همين امر صادق است و در لحظه اسيب به موتور يكي ز خلبانان متوجه نشانه هاي اوليه اسيب به موتور شده وبلا فاصله با اطلاع به خلبان ديگر ((قبل از اسيب اصلي و(كپرسور استال) خلبان را مطلع كرده و خدمه توانسته اند واكنش مناسب را قبل از بحراني شدن اوضاع هواپيما نشان دهند) در بالا به يك موضوع ديگر اشاره شد كه ان (اسيب و اوليه در هنگام (fod) به موتور بود كه در زير توضيح داده خواهد شد. آسيب اوليه و ثانويه چيست؟؟؟ همان طور كه مي دانيد و طبق اخرين گزارشاتي كه تا به حال از اين حادثه منتشر شده هواپيماي ايرباس در هنگام (تيك اف) ( Foreign Object Damage ) شده است . اما هنگامي كه جسم خارجي وارد موتور شود به طرز وحشتناك و مخربي در حال ورود به موتور وكمپرسور سيستم هاي مختلف درون موتوررا مورد اسيب جدي قرار مي دهد و در نهايت باعث ازكار افتادن كامل كمپرسور و اتش سوزي در ان مي شود . اما طبق تجارب گذشته اين پديده بعداز ورود جسم خارجي به موتور و قبل از انفجار و اسيب اصلي و ازكار افتادن كامل كمپرسور چند ثانيه (3تا15) ثانيه (بستگي به بزرگي واستحكام شيئ خارجي) زمان اضافه در بين اين دو پديده وجود دارد كه در اين بين سيستم هاي هشدار دهنده موتور هشدارهاي متعددي را براي كابين خلبان ارسال مي كنند كه اگر در بين اين دو فاصله (معمولا فاصله بين اين دو حادثه بسياركم است و چند ثانيه بيشتر زمان نمي برد ) خلبانان بتوانند سريع ترين و بهترين واكنش را نشان بدهند تا حد زيادي مي توانند عواقب (fod) را كاهش بدهند كه احتمالا در اين حادثه دقت بالاي خلبان و سيستم هاي هشدار دهنده قدرتمند موتور ايرباس درست در لحظه ورود شيئ خارجي به موتور باعث شد كه خدمه بلافاصله با مهارت موفق شوند هواپيما را كنترل كنند. مانورهاي مرگبار روي باندوعملكرد خلبان!! مي شود تصور كرد كه در لحظه (كمپرسور استال) و انحراف هواپيما سيستم (landing-gear) فشار زيادي را در برابر اين انحراف شديد تحمل كرده و خلبانان احتمالا در اين شرايط تمام تلاش خود را براي نگه داشتن هواپيما انجام داده اند . (به نظر من در اين شرايط كاپيتان (صداقت) و كمك وي نهايت سعي خود را به كار برده اند تا (speed) را در سريع ترين زمان ممكن كاهش دهند و احتمالا تلاش اصلي براي كاهش سرعت بوده و خلبانان در مورد اصلاح زاويه انحرافي هواپيما بسيار بسيار محتاتانه عمل كرده اند ) چرا كاهش سرعت مهم تر از اصلاح مسير است؟ جواب اين سوال اين است كه: (با انحراف هواپيما در چنين سرعتي و بر روي باند كاپيتان صداقت احتمالا مي دانسته كه اصرار براي جلوگيري از خروج از باند كاملا بيهوده است و با اين سرعت خروج ازباند حتمي است ! به همين دليل اين خلبان با تجربه و كمك خلبان پرواز با علم به خروج هواپيما از باند سعي كرده اند تا دو كار مهم را انجام دهند. 1.كاهش سريع (speed). 2.حفظ زاويه هواپيما در همان حالت . يعني خلبان در اين شرايط به جاي اينكه زاويه هواپيما را به سمت راست تغيير دهد اين كار نكرد و سعي كرد تا فقط هواپيما را براي جلوگيري از انحراف به چپ بيشتر در همان حالت حفظ كند كه به نظر من اين امر دو دليل داشت. 1.با توجه به سرعت بالاي هواپيما و لغزنده بودن سطح باند اصرار زياد بر هدايت هواپيما به سمت راست مي توانست باعث بر هم خوردن تعادل هواپيما و برخورد بال راست با زمين شود. 2 .اصرار زياد بر اين تغيير جهت به سمت راست علاوه بر فشار بيش از حد بر (landing-gear) واحتمال اسيب جدي به ان مي توانست هواپيما را در نهايت به جاي ان كه به سمت باند هدايت كند باعث انحراف به سمت راست شود (در عكس ها انطور كه من متوجه شدم سمت راست باند يك منطقه جنگلي است و...!) به نظر مي رسد كه همين حفظ خونسردي و موفقيت خلبان در كنترل زاويه انحرافي و جلوگيري از انحراف بيشتر در كنار كاهش سريع سرعت هواپيما و همين طور ايمني بالا و طراحي خاص هواپيماي a.300 باعث شده كه هواپيما بعد از طي 100متر خروج از باند متوقف شده و همه مسافران سالم ازان خارج شوند. (به نظر اينجانب خلبان و ديگر خدمه اين پرواز در بدترين شرايط بهترين واكنش را نشان داده اند و با اين كار از يك فاجعه براي هواپيما و مسافران ان جلو گيري كرده اند) |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/11/16ساعت 23:26 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
علی اصغر صفری دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا خلبانان روس نسبت به استانداردهاي ايمني پرواز خیلی بي توجه هستند و دليل ان هم نظام ناقص هوانوردي روس ها است . خلبانان روس در پرواز كردن تبحر بالايي دارند ولي به شدت از لحاظ سطح مطالعه با كمبود مواجه اند .فرهنگ هوانوردي روس ها مبتني بر اصل تجربه است نه علم وتحقيق ..!! وقتي سوانح هوايي روس ها را بررسي كنيد متوجه مي شويد كه گاهي خلبانان روس با بهترين و ايمن ترين هواپيماها هم سانحه داده اند فقط به خاطر نداشتن شناخت علمي از ايمني پرواز .مثال بارزي كه ضعف روس ها را در زمينه ايمني پرواز و مطالعه نشان داد سانحه a.310بود كه به captain kid شهرت يافت ونشان داد كه روس ها نه تنها ايمني هوايي را به شوخي مي گيرند واجازه مي دهد كه هواپيما در وضعيت خطرناك قرار بگيرد ، بلكه حتي گاهي نمي توانند ساده ترين دستورات emergengyرا اجرا كنند . فرود با ديد200متر ان هم با tu.154 مملو از مسافر به نظر من ريسك بزرگ خلبان روس بود .يكي از دوستان من كه در اكراين اموزش ديده بود چنین مي گفت .. " استاد خلبانان اكرايني و روس ما landing in alternativeرا در شرايط جوي نامساعد باعث افت كلاس خود مي دانستند.. " به نظر شما اگر در امريكا خلباني تصميم بگيرد براي رو كم كني قوانين را نقض كند با او چه می كنند.؟؟ در بررسی سانحه tu.154 تابان در فرودگاه مشهد به نظر مي رسد اصرار خلبان روس بر فرود درشرايط ديد كور مي تواند مهم ترين عامل زنجيره سانحه باشد . اما به نظر بنده روس ها در زمينه ريسك در پرواز يدي طويل و سابقه اي درخشان دارند و اين امر به سيستم اموزش پر مشكل و نا هماهنگ نظام هوانوردي روسيه بر مي گردد كه ميراثي از نظام كمونيستي شوروي پيشين است . خلباني در روسيه از لحاظ بعضي استانداردهاي هوانوردي تفاوت زيادي با ديگر كشورهاي مطرح دارد . روس ها اصل ايمني را بسيار ساده تر مي گيرند به همين دليل در روسيه امار سوانح هوايي كه خلبان يا ديگر خدمه در ان نقش اصلي را دارند در روسيه يا كشورهاي وابسته بلوك شرق بسيار بيشتر از ديگر سوانح است . در اين امر شكي نيست كه هواپيماهاي روسي به اندازه همتايان غربي خود لوكس و خوش قيافه نيستند و كيفيت ساخت غربي ها را ندارند ولي فرهنگ ضعيف علم وايمني در بين خلبانان روس عامل اصلي بسياري از سوانح پرنده هاي روسي در تاريخ هوانوردي است. این که چرا خلبانان روسی بیشتر از دیگر خلبانان دچار ریسک و اشتباه می شوند حتما باید دلایل خاص خودرا داشته باشد که بررسی ان نیز باید بسیار گسترده و علمی تر از یک مقاله صورت بگیرد .اما به نظر من چند دلیل اصلی این امر می تواند داشته باشد که در زیر به ان ها اشاره خواهم کرد.(بالا بودن اشتباه وریسک در بین خلبانان بلوک شرق وروسیه نظر من نیست و این امر را سال گذشته اژانس ایمنی هوایی روسیه در یک گذارش مفصل ارایه کرد) . دلایل بالا بودن قدرت ریسک و اشتباه در بین خلبانان روس 1 . فرهنگ پایین ایمنی : روسیه چه در زمان شوروی و چه بعد از فروپاشی شوروی بر خلاف تصور سردمداران خود و بعضی از مردم جهان کشوری جهان سوم محسوب می شده است و تنها دلیل پیشرفت بعضی صنایع در این کشور (مثل هواپیما سازی) شرایط خاص جغرافیایی و سیاسی و محیطی بوده است . اصولا در کشورهای جهان سوم فرهنگ ایمنی در تمام مشاغل و صنایع پایین تر از کشورهای توسعه یافته است(فاجعه انفجار نیروگاه اتمی چرنوویل را بیاد دارید؟) وهمین پایین بودن فرهنگ ایمنی از عمق جامعه روسها وارد بخش هوانوردی انها نیز شده است وبه همین دلیل علاوه بر پایین بودن استانداردهای هواپیمایی روسها کادر متخصص صنعت هوایی انها نیز در اموزش های خود کمتر با فرهنگ ایمنی اشنا شده اند وسرمایه گذاری کمتری در زمان تربیت انان در این زمینه صورت گرفته است . 2 . مطالعه کم خلبانان روسی : در بررسی دقیق هر سانحه هوایی به شرط رعایت بی طرفی و اصول علمی تحقیق میتوان به نتایج جالبی رسید لذابه نظر من این بسیار مهم است که دانشجویان خلبانی و مهندسی تعمیر و نگهداری هواپیما همواره در مورد تمامی سوانحی که در دنیا رخ می دهد به تحقیق وبررسی گسترده بپردازند واگر احیانا حوصله یا وقت انجام این کار را ندارند همواره ارتباط خود را با اساتید و افرادی چون (کاپیتان مدرسی)که هم تجربه پرواز دارند و هم روحیه کنکاش وتحقیق دارند حفظ کنند. ريسك پذيري بالا حادثه a.310 روسي از چند بعد صنعت هوايي روسيه را با يك بحران جدي روبرو كرد وباعث به وجود امدن سوالات متعددي از طرف كارشناسان ومحققان هوانوردي در مورد كيفيت اموزش و نوع تربيت خلبانان در سيستم روسي و فرهنگ ايمني حاكم خطوط هوايي روسي و پرسنل ان ها مطرح كرد . همان طور كه دربحث سانحه (kids in cockpite) ثابت شد كه خلبانان روس احتياج به بالا بردن فرهنگ ايمني و ميزان مطالعات خود دارند ، بدیهی است كه اين امر اكنون درحال پيگيري توسط خلبانان داوطلب و ارگان هاي مربوط به هوانوردي اين كشور است. اما اگر اجازه دهيد به خادثه taban air كه به نظر من نكات مبهم زيادي نيز هنوز در مورد ان بايد كفته شود بپردازيم كه علاوه بر داشتن تحليلی جديد مي تواند مهر تاييدي در مورد عملكرد خلبانان روس داشته باشد و براي دانشجويان عزيز خلباني بسيار مهم و سودمند است . در پرواز تابان چه گذشت.؟؟ ابتدا لازم می دانم در مورد نظر بعضي از دوستان در مورد زاويه هواپيما نسبت به باند عرض کنم که بنده ضمن احترام به دیدگاه اين اساتيد نظر ديگري دارم. عزيزاني كه خلبان هواپيماهاي جت مسافربري هستند خوب مي دانند كه طبق اصول اوليه پرواز با اين پرنده ها ، اگر خلبان در موقعیت (final approach) متوجه زاويه زياد هواپيما با باند فرودگاه شود (به هيچ عنوان باز هم تآکید دارم به هيچ عنوان) حق " turning " یعنی چرخش را براي اصلاح مسير ندارد . اين امر به دو دليل مي تواند باعث فاجعه براي هواپيما شود. 1. سرعت وارتفاع كم . (air speed and alt are in minimum in final approach). 2. وزن و ابعاد بالاي هواپيما. بايد توجه داشت كه اين دو مورد ذكر شده مواردي است كه شديدا در سيستم پرواز هواپيماهاي جت سنگين مورد توجه است و هيچ خلبان عاقلي دست به گردش اين چنيني در این سرعت و ارتفاعي نمي زند (با توجه به سيستم موتور جت كه در چنين شرايطي قدرت جواب گويي سريع براي افزايش سرعت ندارد) در ضمن معمولا حتي خلبان cessna.172 هم در اين شرايط به جاي مانور(bank)از مانور(yaw)استفاده مي كند تا خطر واماندگي با برخورد با زمين را به حداقل برساند به همين دليل من (بعيد مي دانم كه اصلا اين هواپيما اختلاف زاويه شديدي با باند داشته است.) اگر هم اختلاف زاويه داشته با استفاده(rudder)و يك(yaw) ساده رفع شده است. بايد اين امر را قبول كنيم كه احتمال (left bank or right bank)توسط خلبان با توجه به ارتفاع و سرعت خيلي كم است. اما ان چه كه بنده حدس مي زنم اين است كه .. ارتفاع هواپيما احتمالا بالا تر از حد معمول بوده است . چون (خلبانان روسي يك تاكتيك جالب در فرود دارند كه در نوع خود جالب توجه است . اين در اصطلاح (diving landing) گفته مي شود و اين تاكتيك به اين صورت است كه ان ها هواپيما را با زاويه منفي (negative pitch) زيادي به سمت باند مي اورند ودر لحظه اخر زاويه را افزايش مي دهند تا هواپيما(stall-landing) شود . معمولا اين نوع فرود با ضربه شديدي كه مسافران نيز معمولا از ان گله دارند همراه است و كلا با ريسك زيادي توآم می باشد . (خصوصا در هنگامي كه side-windداشته باشيم) در اين تاكتيك خطر ناك خلبان در لحظات پاياني approach ارتفاع هواپيما را بر طبق روال (ils) كاهش نداده وبا چند پا بالاتر از حد معمول به ابتداي باند مي رسد .حالا دليل اين ريسك چيست .. ؟ در ادامه شايد اين سوال پيش بيايد كه چرا خلبان بايد از اين تاكتيك پر ريسك استفاده كند در صورتي كه مي تواند با روال عادي هواپيما را در ارتفاع استاندارد به ابتداي باند بياورد دليل انرا در زير شرح خواهم داد. چرا (diving-landing) ؟؟ هواپيماهاي روسي مثل tu.154و همه هواپيماهاي هم نسل ان از لحاظ ( instrument landing systems)نسبت به نمونه هاي غربي ضعيف تر هستند ودر واقع قابليت هاي (auto-landing)ان ها كمتر از هواپيماهاي غربي هم نسل خودشان است به همين دليل خلبانان روسي از استاد خلبانان خود ياد گرفته اند كه نمي شود در فرودها (خصوصا در شرايط ديد كم)تنها با تكيه برinstrument براي تقرب اقدام كرد لذا به ان ها ثوصيه مي شود كه در شرايط ديد كم ارتفاع هواپيما را چند پا بالاتر از حد استاندارد نگه دارند تا اگر هواپيمابه دليلي با زاويه نامناسب يا اشتباه به باند نزيك شد ارتفاع كافي جهت اصلاح انحراف را داشته باشند (البته بدون قرار دادن در bank) . ولي اگر همه چيز مرتب بود ان ها مي توانند با يك(dive) اين اختلاف ارتفاع را جبران كند.كه به اين تاكتيك كه اكثرا روس ها از ان استفاده مي كنند ، (diving-landing)گفته مي شود . البته اين تاكتيك از طرف خلباناني كه اقدام به انجام ان مي پردازند كاملا ايمن توصيف شده اما كارشناسان خطرات اين كار را بسيار بالاتر از مزاياي ان مي دانند. آيا (diving-landing) موجب سانحه تابان اير شد !؟ به نظر بنده خلبان هواپيماي ثوپولف تابان به خاطر ديد كم ومه الود بودن فرودگاه مشهد به خيال خودش براي افزايش ظريب ايمني پرواز ارتفاع خود را در (final approach)بالاتر از حد معمول نگه داشت تا با تكنيك (diving-landing)اقدام به فرود كند . احتمالا در اخرين لحظات خدمه متوجه يك اختلاف جزئي در زاويه هواپيما و باند شده اند و ان را با يك ثغيير زاويه ناچيز رفع كرده اند. هواپيما با سرعت و زاويه صحيح به باند نزديك مي شده در حالي كه ارتفاع هنوز بالاتر از حدمعمول بوده است . آخرین لحظات ... ... در اخرين لحظات خلبان احتمالا متوجه مشكلي جدي مي شود.. (((it is very high)))بله به نظر من خلبانان درست در لحظه اخر متوجه مي شود كه ارتفاع هواپيما خيلي بالاتر از ان چه مي خواسته است و با ديدن باند فرود كه هر لحظه در اين ارتفاع به ان نزديك تر مي شود احتمالا نيم نگاهي نيز به روبرو مي اندازد تا با حسابي سر انگشتي ببيند چقدر از باند مانده است .. اما ايا با اين ديد كم(200 متر) مي توان اخر باند را ديد تا بتوان نحوه فرود را برنامه ريزي كرد؟؟؟ ((ذكر اين نكته ضروري است كه منظور من اين است كه مه شديد وارتفاع زياد و زاويه نامناسبnoseباعث شده كه هر دو خلبان 4چراغ قرمز رنگ ابتداي باند را نبينند و در حالي كه ارتفاعي بالاتر از حد معمول دارند ناگهان فقط چراغهاي اصلي امتداد باند را مي بينند ودر ضمن مه شديد باعث شده انها انتهاي باند را نبينند . در اين شرايط خلبان ناگهان از خود مي پرسد:(نكند مسافت زيادي از ابتداي باند را گذرانده ام در حالي كه هنوز چرخ ها را به زمين نرسانده ام ؟؟؟؟) .. در اين شرايط موتور هواپيما نيز يا (ايدل)بوده يا نزديك اين حالت بوده و دادن موتور نيز ريسك زيادي داشته . ناگهان خلبان در اين شرايط در حالي كه از لحاظ تخمين محل هواپيما در طول باند دچار سردرگمي كامل شده است و دقيقا نمي داند در كجاي طول باند است ريسك يك شيرجه شديد رابه جان مي خرد وبا(nose down)شديد هواپيما را به سمت باند مي برد . در اخرين لحظه با تمام قوا فرامين را به عقب مي كشد تا هوا پيما (stall) كند تا (over speed) مربوط به اين شيرجه شديد را كاهش دهد. اما به نظر من خلبانان هواپيما دراين جا نيز به خاطر سرعت زياد اين شيرجه شديد واز ترس برخورد شديد با سطح باند فرامين را بيش از حد به سمت بالا مي كشند وناگهان هواپيما دچار (over nose -up)شده و به شدت در حالت(stall)از ناحيه (tail)با باند برخورد مي كند وسپس بدنه اصلي شديدا با باند برخورد مي كند. بد بودن زاويه برخورد و شدت بالاي ان بلافاصله چرخ ها را متلاشي مي كند(توجه داشته باشيد نا مناسب بودن زاويه فرود سرعت بالاي هواپيما ووزن زياد در هزارم ثانيه ارابه فرود را متلاشي كرده و با توجه به محل قرار گيري چرخ ها در tu.154بلا فاصله چرخ ها مانند شمشيري بران بالها را نابود كرده و بخش اعظم انرا بلافاصله قطع كرده اند.وشايد همين مسئله با عث شده انفجار حاصل از سوخت ذخيره شده در بال ها كل هواپيمارا در لحظه اي نابود نكرده چون بال ها و سوخت موجود در ان از بدنه جدا شده است ودر واقع landing-gearبا قطع كردن بال ها فرشته نجات مسافران خوش شانس اين پروازشده است . اتش سوزي اندكي نيز كه در عقب هواپيما مشاهده شده ناشي از برخورد شديذ tail هواپيما و احتمالا ضربه شديد به موتورها بوده است (مخزن سوخت كوچكي در قسمت دم براي پخش سوخت بين موتورها وجود دارد) . به نظر من زنده ماندن مسافران اين هواپيما با توجه به نوع حادثه يك معجزه بوده. ياداور مي شوم كه اين تحليل .تحليلي شخصي مبتني بر تجارب شخصي است وتحليل اصلي را تنها جعبه سياه هواپيما ارائه مي دهد .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/11/12ساعت 17:39 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
سپاهان اصفهان
سپاهان اصفهان
ذوب آهن اصفهان |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/10/04ساعت 21:10 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
دکتر محسن رضايي دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در مراسم سالگرد آيتالله غلامحسين جمي كه امروز در حسينيه ثارالله آبادان برگزار شد، گفت : ما امروز نیازمند وحدت هستيم. باید یاد بگیریم با هم زندگی کنیم و حقوقمان را دنبال کنیم. باید یاد بگیریم وحدتمان را حفظ کنیم و عقیدهامان را هم داشته باشیم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/10/04ساعت 11:14 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
هنر را فخر ازین باشد که ارحامش نگین باشد خیمه شادی، زلال خنده مُرد / زنده رود زندگی پاینده مُرد اصفهان لبخند را از یاد بُرد / خرمن گلخنده ها را باد بُرد بازی پایندگی پایان گرفت / مرگ، پشت پرده رنگ جان گرفت پرده آخر تماشایی نبود / در تماشاخانه زیبایی نبود مهربانی داستان برچید و رفت / شادمانی صحنه را بوسید و رفت قصه تلخ مرا فرجام نیست / خنده می جویم ولی ارحام نیست
- سالروز درگذشت هنرمند محبوب اصفهان استاد رضا ارحام صدر را به تمامی دوستداران این هنرمند پاک و شریف تسلیت عرض می نماییم احمد رضا دلیران فیروز
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/09/27ساعت 23:59 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/08/19ساعت 0:29 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
اولین مجمع عمومی جمعیت آبادگران جوان پنج شنبه ۱۴ آبان ماه ۱۳۸۸ در مرکز همایشهای خانه شهریاران جوان برگزار شد . دکتر محسن رضایی ( دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ) دکتر علی مطهری ( نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی و عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس ) اسدالله بادامچیان ( نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی و عضو ارشد حزب موتلفه اسلامی ) و مهندس حسن بیادی ( رئیس هیئت موسس جمعیت آبادگران جوان و نایب رئیس شورای اسلامی شهر تهران ) از سخنرانان این جلسه بودند . مصطفی کواکبیان ( نماینده مردم سمنان در مجلس شورای اسلامی ) احمد مسجد جامعی ( عضو شورای اسلامی شهر تهران و وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی ) مهدی کلهر ( مشاور رسانه ای رئیس جمهور نماینده رئیس جمهور در شورای عالی نظارت بر صدا و سیما ) سردار امیرعلی امیری ( جانشین اسبق فرماندهی کل نیروی انتظامی - ناجا و عضو ارشد حزب توسعه و عدالت ) لاله افتخاری ( نماینده مردم تهران و رئیس فراکسیون قرآن و عترت مجلس شورای اسلامی ) و احمد خورشیدی آزاد ( دبیرکل جمعیت خدمتگزاران انقلاب اسلامی ) از مهمانان ویژه این مراسم بودند . انتخاب اعضاء شورای مرکزی و بازرسی جمعیت در حضور نماینده وزارت کشور برگزار شد . احمد رضا دلیران فیروز به نمایندگی از استان اصفهان در اولین مجمع عمومی جمعیت آبادگران جوان ایران اسلامی شرکت کرد . |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/08/15ساعت 21:58 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
اولین کنگره جمعیت آبادگران جوان به دبیرکلی حسن بیادی نایب رئیس شورای اسلامی شهر تهران پنجشنبه ۱۴ آبان ماه ۱۳۸۸ در تهران برگزار خواهد شد . دکتر محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و دکتر علی مطهری نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی از سخنرانان این کنگره خواهند بود . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/08/13ساعت 23:27 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
احمد رضا دلیران فیروز به سردار دکتر رضا سیف اللهی مشاور مقام معظم رهبری و معاون پشتیبانی و هماهنگ کننده دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام و از حماسه سازان ۱۳ آبان به مناسبت فرارسیدن سالروز غرور آفرین این واقعه تاریخی تبریک عرض نمود . سردار دکتر رضا سیف اللهی نقش مهمی در به ثمر رسیدن این واقعه استکبار ستیز ایفا نمود . سردار دکتر رضا سیف اللهی از سرداران رشید اسلام در طول هشت سال دفاع مقدس بودند . گوشه ای از سوابق ارزش مند و پر افتخار ایشان : فرماندهی کل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران فرماندهی حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران مسئول واحد اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رئیس ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فرماندهی قرارگاه نصر معاون امنیتی و انتظامی وزارت کشور دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر و ... ... ...
(( فرا رسیدن سالروز ۱۳ آبان روز مبارزه با استکبار جهانی ( آمریکا ) گرامی باد )) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/08/12ساعت 16:52 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
سی و سه پل اصفهان پل خواجوی اصفهان
پل مارنان اصفهان
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/08/12ساعت 0:13 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
به گزارش خبرگزاري مهر از اصفهان، از ميهماني گوسفندان گرسنه در بستر نيمه جان زايندهرود گرفته تا خوردن جوجه کباب در بستر زاينده رود از جمله مسائل قابل توجهي است که اين رودخانه در مدت خشکسالي خود تجربه کرد. چوپان گلهاي که در بستر رودخانه خشک زاينده رود گله داري مي کرد و هر روز10 کيلومتر راه مي پيمود از امروز بايد چاره ديگري بينديشد چرا که زاينده رود حياتي دوباره مي يابد. کشاورزاني هم که از دو سال قبل به قول خودشان قطره اي آب به زمينهايشان نرسيده مي توانند به تامين بخشي از آب مورد نياز خود دلخوش باشد. ديگر بساط جوجه کباب خوردن و بازيهاي کودکانه و برگزاري مسابقه نقاشي در بستر خشک زاينده رود پايان يافته و از امروز زاينده رود، زنده رود است تا چشمان نگران شهروندان و مسافران اين شهر ديگر دنبال چراها نگردند. کم کم مي توان به خوردن برنج زاينده رود به جاي جوجه کباب بستر آن دل خوش کرد. در هر صورت زاينده رود با سپري کردن روزهاي سخت خود، اکنون در انتظار رسيدن آب به اصفهان است تا با جاري شدن در سطح شهر، ماديها و کانالها بتواند روزي رسان کشاورزان شرق اصفهان باشد و علاوه بر آن حيات اصفهان را نيز به آن بازگردانند. در حال حاضر آب زاينده رود نزديک به بيشه ناژوان اصفهان است و پيش بيني ميشود روز آينده پلهاي تاريخي سي و سه پل و خواجو بار ديگر شاهد جاري شدن آب باشد. در همين خصوص يکي از شهروندان اصفهاني که در اين خطه به زاينده رود مينگريست به خبرنگار مهر گفت: در زمان سکوت زاينده رود شهر اصفهان نيز دچار نوعي خاموشي شده بود که خوشبختانه با جاري شدن آب در زاينده رود اکنون شاهد حيات دوباره اين شهر تاريخي خواهيم بود. وي ادامه داد: خوشبختانه اکنون جريان آب در حال حرکت به سمت شهر اصفهان است که اين امر ميتواند حياتي دوباره به پارکهاي سطح شهر اصفهان ببخشد. يک دانشجوي اصفهاني نيز گفت: در هر صورت زاينده رود در زماني خشکي خود علاوه بر وارد کردن خسارت به کشاورزان لطمات زيادي را نيز به صنعت توريست استان وارد کرد و انتظار ميرود اين صعنت مجددا در سطح استان احيا شود. يک کشاورز اصفهاني نيز در خصوص جاري شدن آب زاينده رود و اختصاص آن به کشاورزان گفت: در دو سالي که اصفهان شاهد خشکسالي بود کشاورزان شرق اصفهان روزگار سختي را سپري کردند تا در نهايت اکنون شاهد احياء مجدد زاينده رود هستيم. اين کشاورز اصفهاني ادامه داد: انتظار ميرود تا با احياء زاينده رود، شاهد احياء زندگي سخت کشاورزان نيز باشيم تا آنان نيز بتوانند از اين طريق زندگي خود را با کاشت محصولات کشت پاييزه احياء نمايند. در خصوص جاري شدن آب زاينده رود و مدت زمان جريان آب در بستر رودخانه مدير کل حوادث غير مترقبه استان اصفهان به خبرنگار مهر گفت: بر اساس مصوبات شوراي هماهنگي مديريت بحران آب زاينده رود در فصل تابستان، قرار شد تا آب زايندهرود براي کشت غله به کشاورزان شرق اصفهان تخصيص يابد. منصور شيشه فروش ادامه داد: همچنين در طول فصل تابستان نيز طي چهار نوبت به باغات آب رساني و تامين آب شرب مناطق مختلف حاشيه زاينده رود و 40 شهر پيگيري و تامين آب نيروگاه برق نيز مديريت شد. وي در ادامه با اشاره به اينکه اصفهان در دو سال زراعي شاهد کاهش بارندگي بود افزود: با مديريت هاي انجام شده اکنون قرار است در 16 آبان آب در شبکه رودشت آب تحويل کشاورزان شود و پس از آن نيز در 18 آبان آب زاينده رود در منطقه کانالهاي آبشار به کشاورزان تحويل دهيم. شيشه فروش با اشاره به مثبت ارزيابي کردن جاري شدن آب در زاينده رود يادآور شد: اکنون چاههاي فلمن آبگيري ميشود و چاههاي که در 6 ماه گذشته نيز کم آب بوده تغذيه ميشود. مدير کل حوادث غير مترقبه استانداري اصفهان همچنين در خصوص مدت زمان جاري شدن آب در زاينده رود نيز اظهار داشت: به مدت 28 روز آب تحويل کشاورزان خواهد شد که البته پس از آن نيز مدتي آب در رودخانه خواهد ماند ولي جاري شدن مجدد آب در زاينده رود بستگي به شرايط جوي دارد. شيشه فروش خاطر نشان کرد: با توجه به اينکه اکنون در شرايط خشک سالي به سر ميبريم قطعا همه کشتها انجام نميشود و پيش بيني مي شود بين 50 تا 70 درصد کشت انجام شود. سيد مرتضي سقاييان نژاد شهردار اصفهان نيز در اين خصوص اظهار داشت: بر اساس جلسات متعدد با تاکيد و امضاء استاندار دستورالعملي تدوين که براساس آن مقرر شد بندهاي رودخانه در ناژوان، فردوسي، آذر و پل فلزي گشايش يابد. وي با اشاره به بازشدن بند رودخانه در ناژوان تصريح کرد: بر طبق دستورالعمل سدهاي مذکور به صورت موقتي جهت آبرساني به کشاورزان شرق براي کشت پاييزه بازگشايي خواهد شد. شهردار اصفهان با بيان اينکه هر تغييري در رودخانه منجر به دگرگوني اکوسيستم اصفهان مي شود، اظهارداشت: اين تغييرات تمام ابعاد اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي اين کلان شهر را در بر ميگيرد و فقط قطع آب و محور تمدني رودخانه مد نظر نيست بلکه مباحث روحي و رواني، مدنيت، بهداشت و سلامتي را تهديد ميکند، همچنين کاهش تعداد توريست و رشد بيکاري را نيز تحت تاثير قرار ميدهد. وي با اشاره به اينکه لازم است از اين تغييرات در اکوسيستم شهر اصفهان جلوگيري شود ادامه داد: زاينده رود با مدنيت اصفهان عجين شده و همانند رودخانه فصلي قم نيست، لذا لازم است دست اندرکاران با جامعيت برنامهريزي کنند تا به هيچ وجه زاينده رود عاري از آب نباشد. شهردار اصفهان احداث تونل سوم و اجراي طرح بهشت آباد را از مباحث زيربنايي منابع آب زاينده رود دانست و ادامه داد: تامين آب رودخانه بايد به صورت زير بنايي و با مديريت قوي پيگيري شود. وي به روند شکايت شهرداري از عاملان برداشت بيرويه آب و عدم رعايت حق آبه اين رودخانه به مراجع قضايي اشاره و خاطر نشان کرد: در اين خصوص به دنبال مستندات قويتر هستيم تا از حق قانوني زاينده رود بيشتر حفظ و حراست نماييم. سقائيان نژاد تاکيد کرد: شهرداري به عنوان احقاق حق قانوني شهر به مراجع قضايي از عاملاني که در اين امر دخيل بوده و سهم اصفهان را ناديده گرفتهاند شکايت کرده است و تا حصول نتيجه اين مهم را بررسي خواهد کرد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/08/11ساعت 16:48 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
احمد رضا دلیران فیروز با حجت الاسلام محمد جعفر سادات موسوی نماینده شهرستان مبارکه در مجلس هفتم روز پنج شنبه ۷ آبان ماه ۱۳۸۸ در اصفهان دیدار و گفتگو کردند . حجت الاسلام محمد جعفر سادات موسوی عضو هیئت رئیسه کمیسیون حقوقی و قضایی و رئیس فراکسیون محیط زیست در هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی بود . ایشان هم اکنون دادیار دادسرای عمومی و انقلاب تهران میباشند . احمد رضا دلیران فیروز مشاور حجت الاسلام سادات موسوی در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی بود . |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/08/08ساعت 1:17 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
همایش سراسری جمعیت آبادگران جوان روز پنج شنبه ۱۴ آبان ماه ۱۳۸۸ در تهران با قرائت پیام دبیرکل جناب آقای مهندس حسن بیادی نایب رئیس شورای اسلامی شهر تهران برگزار میشود . ( حسن بیادی دبیرکل جمعیت آبادگران جوان و نایب رئیس شورای اسلامی شهر تهران ) |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/08/02ساعت 21:14 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
بیست و نهم مهرماه سالروز تولد احمد رضا دلیران فیروز
نام : احمد رضا نام خانوادگی : دلیران فیروز متولد : ۲۹ مهرماه ۱۳۶۲ - اصفهان |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/07/28ساعت 23:42 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
دکتر محسن رضایی و عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه ( آنکارا ) دكتر محسن رضايي دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در راس هياتي سياسي مركب از آقايان دكتر حسين مظفر و مهندس مرتضي نبوي از اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام وارد تركيه شد. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام به منظور انجام مذاكرات دو جانبه در حوزه هاي تخصصي ، اقتصادي و سياسي با مسئولين دولتي كشور ترکیه ، يكشنبه 26 مهرماه وارد آنكارا پايتخت كشور تركيه شد و در بدو ورود مورد استقبال نماينده وزارت امور خارجه تركيه و سفير جمهوري اسلامي قرار گرفت. دكتر محسن رضايي در اين سفر 5 روزه با رييس جمهور، وزير امور خارجه، وزير دولت در تجارت خارجي و وزير صنايع و تجارت تركيه ديدار و گفتگو خواهد كرد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/07/28ساعت 23:24 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/07/27ساعت 23:8 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
بسم رب الشهدا والصديقين |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/07/26ساعت 16:7 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
*مجمع تشخیص و طرح آمایش سرزمین |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/07/25ساعت 19:6 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
احمد رضا دلیران فیروز و دکتر محمد کریم شهرزاد نماینده مردم شریف اصفهان و عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی روز جمعه 24 مهرماه در دفتر نمایندگان اصفهان در مجلس شورای اسلامی به مدت دو ساعت دیدار و گفتگو کردند . اطاعت هرچه کامل تر از فرامین رهبر معظم انقلاب و بحث در مورد طرح تحول اقتصادی از موضوعات مورد بحث در این جلسه بود . |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/07/24ساعت 23:16 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
آیا با اهداء جایزه صلح نوبل به باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا موافق هستید ؟
( میتوانید در نظر سنجی شرکت کنید و دلایلتان را در این بخش توضیح دهید ) با سپاس فراوان |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/07/22ساعت 16:33 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
دکتر محسن رضایی، کارشناس اقتصادی و نامزد انتخابات پیشین ریاست جمهوری گفت: جامعه بیش از اصلاح نظام پرداخت یارانهها به اصلاح نظام یارانهها احتیاج دارد.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتوگو با پرس.تی.وی گفت : یارانهها قبل و بعد از انقلاب با هدف حمایت از مصرف جامعه پرداخت میشد که تاکنون نیز ادامه یافته است. این در حالی است که باید بخشی از یارانهها به جای تامین قدرت خرید جامعه به اشتغالزایی و تولید اختصاص داده شود. به گفته دکتر محسن رضایی، هم اکنون دو دیدگاه در زمینه یارانهها وجود دارد که یکی معطوف به اصلاح نظام پرداخت یارانهها و دیگری متوجه اصلاح خود نظام یارانهدهی است. برخی افراد موافق با نظر اول به به شیوه توزیع یارانهها انتقاد دارند و بر این باورند که نباید به طبقات پردرآمد جامعه به همان میزان طبقات کم درآمد یارانه پرداخت شود و این کمک باید متناسب با میزان کمبود درآمد در جامعه توزیع شود. دکتر رضایی افزود: به رغم این نظر، وی و گروهی دیگر بر این باورند که علاوه بر اصلاح توزیع کل نظام یارانه ها در کشور نیازمند بازنگری و اصلاح است. وی تاکید کرد: یارانه نباید به تنهایی متوجه مصرف شود بلکه باید در خدمت فقر زدایی اساسی قرار گیرد و به همین علت باید بخشی از یارانهها به اشتغالزایی و تولید اختصاص یابد و در چنین شرایطی است که امکان از بین بردن فقر وجود خواهد داشت. این کارشناس اقتصادی افزود: برای دسترسی به چنین نتیجه ای لازم است نظامی ترکیبی در پرداخت یارانهها ایجاد شود که در آن بخشی از یارانه به صورت نقدی و بخش دیگر به صورت غیرنقدی توزیع شود. همچنین در این نظام ترکیبی باید تنها بخشی از یارانه به تقویت بنیه خرید طبقات کم درآمد و جبران قیمتها اختصاص یابد و بخش دیگر صرف تقویت تولید و اشتغال شود. به گفته دکتر رضایی، در حال حاضر دولت بیشتر در پی آن است که بخش عمده یارانهها را بیش از تولید به مصرف اختصاص دهد در حالی که باید حداقل 50 درصد یارانهها به تولید و اشتغال، 29 تا 30 درصد به پرداخت به طبقات کم درآمد و 20 تا 30 درصد باقیمانده به مخارج دولت اختصاص یابد. به عقیده دکتر محسن رضایی، تنها در چنین شرایطی میتوان نظام یارانه ها را به شکل اساسی اصلاح کرد. وی درباره تاثیر تغییر در پرداخت یارانه بر قیمتها گفت: تغییر در پرداخت یارانهها در هر صورت موجب افزایش قیمتها خواهد شد ولی در صورت تخصیص بخش مهمی از آن به سرمایه گذاری در تولید این افزایش طی سه تا چهار سال اصلاح خواهد شد ولی اگر درآمدهای ناشی از افزایش قیمتها بیشتر صرف تامین مخارج دولت شود و نظام یارانهها اصلاح نشود فشار تورمی طولانیتر خواهد شد و هفت تا هشت سال ادامه خواهد یافت. دکتر محسن رضایی همچنین درباره الگوی دولت در تقسیمبندی جامعه به پنج دهک درآمدی گفت: دسترسی دولت به آمار دقیق درباره جامعه و قدرت خرید طبقات مختلف اهمیت زیادی دارد ولی تعیین دهکهای متعدد از نظر میزان مصرف روش صحیحی نیست بلکه باید یک یا دو دهک از نظر مصرف و میزان اختصاص یارانه مد نظر قرار گیرند و سه دهک دیگر را از نظر تولید مورد توجه قرار دهیم و برای آنها بیشتر امکان اشتغال فراهم آوریم تا کمک مالی. وی در پاسخ به این سوائل که هدفمند کردن یارانهها تا چه حد با شعار سال جاری مبنی بر "اصلاح الگوی مصرف" تطابق دارد گفت : طرح هدفمند کردن یارانهها در جهت اصلاح الگوی مصرف است ولی میزان اصلاحات و تغییری که ایجاد میکند چندان تحولآمیز نیست و برای تحقق این شعار لازم است، نظام یارانهها در کشور تغییر کند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/07/22ساعت 10:33 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
آشنایی با سوابق پرافتخار دکتر رضا سیف اللهی مشاور مقام معظم رهبری در امور نظامی و معاون پشتیبانی و هماهنگ کننده دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام
نام و نام خانوادگی: رضا سیف اللهی تاریخ تولد: 15 آذر 1336 محل تولد : اصفهان توضیحات تحصیلی : مهمترین مشاغل : 1- از مسئولین اولیه تاسیس سپاه در اصفهان 2- موسس جهاد سازندگی استان اصفهان 3- جانشین مسئول اطلاعات کل سپاه پاسداران 4- مسئول واحد اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 5- رییس ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (با تصویب امام خمینی (ره)) 6- فرماندهی سپاه منطقه 2 کشوری سپاه پاسداران 7- فرمانده سپاه دوم سیدالشهدا 8- معاون امنیتی انتظامی وزارت کشور 9- دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور 10- فرماندهی حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی ج.ا.ا. در سال 70 با حکم مقام معظم فرماندهی کل قوا 11- فرماندهی کل نیروی انتظامی ج.ا.ا. با حکم مقام معظم رهبری سال 1372 12- مشاور نظامی فرماندهی معظم کل قوا با حكم فرماندهي معظم كل قوا 13- فرماندهی قرارگاه نصر 14- معاون پشتیبانی و هماهنگ کننده دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام
قبل از انقلاب : - حضور و فعالیت در امر نهضت مقدس انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) - فعالیت در حوزه علمیه قم - زندانی سیاسی و ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/07/18ساعت 10:44 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
گفتگو با دکتر رضا سیف اللهی معاون پشتیبانی و هماهنگ کننده دبیر خانه مجمع تشخیص مصلحت نظام
اشاره : انتخابات 22 خرداد و حوادثی که پس از آن رخ داد،تبعات مثبت و منفی زیادی به همراه داشت.این روزها بسیاری ازمردم و مسوولین در باره اتفاقات اخیر محتاطانه عمل کرده و به صراحت درباره آنچه اتفاق افتاده نظرشان را اعلام نمی کنند که گاه این احتیاط بخاطر نداشتن تحلیل است و گاه بخاطر محافظه کاری است و شاید یکی از دلایل استمرار ابهامات و مشکلات بعد از انتخابات ناشی از محافظه کاریهای بی مورد و غیر مسئولانه بوده است . از همین زاویه مقام رهبری نیز همه نخبگان را مسئول گفتن وها ونگفتن ها دانستند. در یک بعد از ظهر مردادماه در طبقه دهم ساختمان دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام با سردار دکتر رضا سیفاللهی معاون هماهنگ کننده دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در باره تحولات اخیر گفتگو کردم. هر چند سیف اللهی به جهت مسئولیتهای قبلی خود از انجام گفتگو امتناع می کرد مسئولیتهایی مانند ریاست اطلاعات سپاه پاسداران ؛ ریاست ستادکل سپاه ؛ فرمانده حفاظت اطلاعات ناجا ؛ فرماندهی نیروی انتظامی از 1369 تا 1375 و فرماندهی قرارگاه نصر . |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/07/18ساعت 10:8 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
خبرگزاری فارس / دکتر محسن رضایی دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت : روزنامه «ملت ما» تفكر و انديشهاي را كه بعد از انتخابات مورد نياز ملت است، دنبال ميكند. دکتر محسن رضایی دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در حاشيه نمايشگاه رسانههاي ديجيتال بيان داشت : روزهاي قبل از انتخابات شرايط مربوط به خود را داشت و امروز نيز با توجه به شرايط، نيازمند انديشهاي هستيم كه روزنامه «ملت ما» آن را دنبال خواهد كرد. وي در پاسخ به اين سوال كه روزنامه «ملت ما» چه زماني منتشر ميشود، اظهار داشت: به خاطر اينكه مجوز انتشار اين روزنامه به تازگي صادر شده، هنوز در مورد زمان انتشار اين روزنامه تصميمي گرفته نشده است. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در مورد اينكه تفكر و انديشهاي را كه مردم پس از انتخابات به آن نياز دارند و در روزنامه « ملت ما» ميخواهد دنبال شود داراي چه ويژگيها و شرايط است، توضيحي نداد. در جلسه سيزدهم مهر ماه هيات نظارت بر مطبوعات با انتشار روزنامه «ملت ما» به صاحب امتيازي «محسن رضايي ميرقائد» و مديرمسئولي «اميرحسين مروي» موافقت شد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/07/17ساعت 17:49 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
مجوز انتشار روزنامه " ملت ما " به صاحب امتیازی دکتر محسن رضایی میرقائد دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام امروز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۳۸۸ صادر شد . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/07/14ساعت 0:38 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
![]() سالهاي سال جامه رزم به تن داشت و در دشتهاي جنوب وبلنديهاي غرب ايران از تماميت ارضي وطنش دفاع مي كرد.او فرماندهي جوان بود در جنگي بزرگ و طولاني.سالهاي مبارزه به فرمانده آموخت كه چگونه مي توان ميان ميدانداري در صحنه نبرد و اقامت در اتاق هاي پرتلاطم سياست پلي بزند و بناي دولتمردي خود را بر آن استوار سازد. محسن رضايي در پنجمين دهه عمر كارويژه هاي يك سياستمدار پخته و كارآزموده را دارد. او با اعتماد به نفس در ميدان رقابت هاي انتخابات رياست جمهوري حاضر شد و دغدغه هايش درباره آينده ايران را بيان كرد. رضايي گرچه پس از انتخابات به كرسي خود در مجمع تشخيص مصلحت نظام بازگشته است اما همچون هميشه، وقتي سخن از دوران دفاع و رزم براي وطن به ميان مي آيد چنان با حرارت سخن مي گويد كه انگار همان آن آماده پوشيدن لباس نظامي است. ذهن فرمانده جوان سالهاي جنگ پر است از خاطراتي كه هر كدام ارزش ثبت در تاريخ را دارند. با اين فرمانده سياستمدار درباره سالهاي گفت و گو كرديم و از اتفاق هايي در جنگ پرسيديم كه هنوز تازگي خود را حفظ كرده اند. در مورد شروع جنگ تحلیلهای مختلفی صورت گرفته اما یکی تحلیلاین است که جنگ با هدف سرنگون کردن نظام جمهوری اسلامی و برای اشغال بخشی از خاکایران صورت نگرفت چرا که اساسا عراق تواناییاین را نداشت که نظام نوپای اسلامی را با آسیب مواجه کند. بلکه جنگ بهاین دلیل صورت می گرفت که انقلابایران سیر صعودی داشت و به دنبال تحقق آرمان های بلند خود بود و عراق میخواست در انقلاب جراحتایجاد کند تا آن را دچار فرسودگی کند تا نتواند بنیادهای برخاسته از شعارهای انقلاب را به ویژه در نهادسازیهای دموکراتیکایجاد کند.ایا شما تا به حال چنین نگاهی به جنگ داشتید؟ دو دیدگاه نسبت به جنگ وجود داد. دیدگاه اولاین است که اگر انقلاب نمی شد جنگ صورت نمی گرفت و جنگ پیامد انقلاب بود. دیدگاه دوماین است که اگر لانه جاسوسی تسخیر نمی شد جنگ اتفاق نمی افتاد. من می خواهم بهاین نظرات، نظر سومی را اضافه کنم که اگر صدام درگیری با انقلابیونایران را شروع نمی کرد جنگ اتفاق نمی افتاد. منظورتان از این درگیری چیست؟ یعنی اگر امام را از عراق بیرون نمی کرد و بعد از انقلاب با آمریکا یی ها علیه ما دست به همکاری نمی زد جنگی به وجود نمی آمد. ما باید ببینیم نقطه مبدا درگیری کجا است. قبل از انقلاب یا بعد از انقلاب. بعضی ها می گویند نقطه درگیری که نهایتا منجر به درگیری شد قبل از انقلاب بود. یعنی زمانی که خیلی از نیروهای انقلاب در عراق بودند. چطور این اتفاق افتاد؟ صدام فردی بود که امام خمینی را برخلاف خواستش تبعید مجدد کرد و اجازه نداد در عراق بماند. خب بااین اقدام قبل از آن که انقلاب اتفاق بیفتد، صدام عملا با انقلاب درگیر شد و احتمالا زد و بندهایی هم با امریکایی ها داشت. از آن زمان به بعد می بینیم که درگیری بینایران و عراق افزایش یافت. حتی یک ماه قبل ازاین که جنگ به صورت رسمی در 31 شهریور شروع شد، صدام حمله کرد و خاک میمک را گرفت و در بغداد اعلام کرد ما مناطقی را کهایران در زمان شاه گرفته بود در زمان جمهوری اسلامی آزاد کردیم. اما 31 شهریور جنگ رسمی شروع می شود. آیا کارشکنی ها با انقلاب فقط به همین دو مورد محدود می شود؟ نخیر. بین این دو مقطع یعنی از تبعید حضرت امام تا اشغال میمک نیز موارد زیادی را شاهدیم. مثلا همکاری صدام با ضد انقلاب کردستان، انفجارهایی که در خوزستان توسط خلق عربی رخ داد با بمبهایی که از عراق آورده می شد صورت می گرفت. بر اساساین دید ما معتقدیم صدام جنگ را شروع کرد و خصومتش با انقلاب البته قبل از پیروزی انقلاب شروع شد. یعنی صدام پیش بینی می کرد که انقلابی رخ خواهد داد و پیروز می شود و شرایط تازهای برایران حاکم می شود یااین که شرایط عینی و ذهنی آن زمان باعث مخالفتش شد؟ وقتی شرایط انقلابی درایران آغاز شد، صدام فهمید کهایران ضعیف می شود. اگر انقلاب را شاه می توانست خنثی کند، خودش هم جان سالم به در نمی برد و ضعیف می شد. اگر انقلاب پیروز می شد هم چند سال طول میکشید تا انقلاب بخواهد دولتی قوی تشکیل دهد. لذا پیش بینی صداماین بود که هر امتیازی می خواهد بگیرد باید در همین مقطع بگیرد. این که مجموعهای از کشورهای مختلف با نگرانی های مختلف و در نتیجه انگیزه های مختلف علیهایران بسیج شدندایا از ضعف دیپلماسیایران ناشی نمی شود که نتوانست اعتماد کشورهای مختلف را در موردایران جلب کند؟ایا سیاست اعتماد سازی نمی توانست مانع جنگ شود؟ این جا دو بحث وجود دارد. بحث اولاین است کهایا دیپلماسی می توانست از وقوع جنگ جلوگیری کند؟ بحث دوماین است که دیپلماسی می توانست وقوع جنگ را محدود کند و پیامدهای جنگ را کاهش دهد. من به اولی اعتقاد ندارم. این جنگ بالاخره باید انجام می شد. حتی اگر در اوایل رخ نمی داد، احتمالا چند سال بعد جنگ انجام می شد اما دیپلماسی می توانست جنگ را به تاخیر بیندازد. دیپلماسی می توانست شدت جنگ را کاهش دهد و نقش فعالیایفا کند. پس چرا این اتفاق نیفتاد؟ به خاطراین که نیروهایی که در سیاست خارجیایران بعد از انقلاب فعال بودنداین ها هچ کدام تجربه سیاست خارجی نداشتند و با منطق روابط بین الملل آشنا نبودند. گرچه آقای مهندس بازرگان مدتی در دولت مصدق حضور داشت اما اولا وزارتخانه غیر سیاسی در اختیارایشان و دوستانش بود و دوماین که مدت کمی در دولت بودند. بقیه هم تجربه خاصی نداشتند، از جمله بنی صدر بیشتر از آن که یک سیاستمدار باشد یک روشنفکر بود. فضای جنگی خود به خود سیاست های جنگی را در پی دارد و سایه اش را روی مطبوعات، احزاب و گروه های سیاسی هم می اندازد. غربی ها با تحمیل جنگ و مشغول کردن انقلاب می خواستند در بین انقلابیون اختلافایجاد کرده و در نتیجه عدهای را از قطار انقلاب پیاده کنند و بهاین ترتیب فرصتهایی راایران بگیرند. به عنوان مثال فضای جنگی باعث شد که سیاست های دولتی بر اقتصاد کشور سایه بیندازد و بخش خصوصی به حاشیه رانده شود. به نظر من غربی ها دنبال تصرف خاکایران نبودند بلکه می خواستند به نهادها و ساختارها ضربه بزنند. ما در زمان طلایی انقلاب فرصتی برای توجه به تحزب نداشتیم. به نظر شما جنگ چه فرصتهایی را از ما گرفت و ما بعد از جنگ برای جبران فرصت های از دست رفته چه کردیم؟ شما در حقیقت سوالتان به اهداف جنگ بر می گردد. ببینید هرکدام از کشورهای مخالف انقلاب یک هدفی از جنگ باایران داشتند. هدف آمریکایی ها از جنگاین بود که بستری فراهم کند که غربزده ها قدرت بگیرند. یعنی چطور این اتفاق بیفتد؟ وقتی بخشی از خاک کشور اشغال شود دو راه وجود دارد. یکیاین که با تکیه به خودمان سرزمینمان را آزاد کنیم ودیگری با تکیه به نیروهای بین الملل. آن ها چون فکر می کردند که ما خودمان نمی توانیم سرزمینمان را آزاد کنیم می گفتندایران بخشی از خاکش را از دست می دهد و وارد دوران ضعفی می شود. در ادامه غربی ها وارد عمل شده، خاکش را به ازای گرفتن استقلالش پس می دادند و تصمیم داشتند ضمن گرفتن استقلالایران، نیروهای همسو با خود را هم سر کار بیاورند. در حقیقت جنگ از دید آمریکایی ها برایاین نبود که عراقی ها حتی یک متر از خاکایران را بگیرد. آمریکایی ها دنبالاین بودند که با فشار صدام، استقلال ما را بگیرند و دوستان خودشان را سر کار بیاورند. ولی عراقی ها که هدف دیگری داشتند ؟ بله، صدام دنبالاین بود که مسئله اروند رود را حل کند و قرارداد 1975 را ملغی اعلام کرده و تغییراتی در مرزها به وجود بیاورد. شوروی ها انگیزه شاناین بود حالا که به افغانستان رفته اند آمریکا و قدرت های دیگر سرشان جای دیگر گرم باشد تا آن ها بتوانند خودشان را در افغانستان تثبیت کنند. کشورهای عربی دنبالاین بودند کهایران دست از شعارهای انقلابی بکشد. اما اگرایران می توانست دراین جنگ پیروز شود همه معادلات به هم می خورد. ولی هیچ کسی فکرش را نمی کرد کهایران بتواند پیروز شود. چرا؟ چون ارتش از بین رفته بود و افسران سرهنگ به بالا اکثرا ازایران رفته بودند. ما سرهنگ زیادی در ارتش نداشتیم و اکثر نیروهای ارتشی از افراد جوان بودند. نکته دیگراین که اکثر تجهیزات نظامیایران غربی بود و مهمات سلاح های نظامی از غرب تامین می شد. به خاطر همین آن ها مطمئن بودند که با نرساندن مهمات بهایران، صد درصد پیروز می شوند و اصلا فکر نمی کردند که محاسباتشان درست از آب در نیاید. آیا جنگاین هدف را دنبال نمی کرد که نوعی یکدستی در حاکمیت را به وجود آورد تا فرصتهایی را از انقلابایران بگیرد ؟ آیا انقلاب از فرصت جنگ استفاده کرد تا به یکپارچگی و انسجام دست پیدا کند؟ انقلاب هیچ گاه دنبالاین یکدستی نبود. در سال اول جنگ، امام فرماندهی کل جنگ را به بنی صدر واگذار کرد. جالب است که در آن سال اول جنگ مطبوعات مجوز دار خیلی بیشتر از دوران بعد از جنگ بود. یعنی در دوران سازندگی فضا بسته تر شد و در دوران جنگ آزادی ها در مواقعی بیشتر هم شد. البته محیط دفاعی خاص آن زمان، همه را وادار می کرد که اعتراضات را خودشان کنترل کنند. در دوران دفاع مقدس کسی تهدید نمی کرد که اگر کسی تظاهرات کند با او برخورد می شود اما فضای عمومی کشور به گونهای بود که اگر کسی اعتراضی هم داشت در خیابان راه نمی افتاد. پس یکدست شدن کشور برنامه ریزی شده نبود. بلکه از روی ناچاری پیش آمد. یکی از ویژگی های دوران جنگاین بود که مردم در دفاع از کشور یکپارچه بودند و فهم مشترکی بین مردم و هرم رهبری در داخل وجود داشت. به گونهای که اگر پیامی از سوی تصمیم گیران داده می شد همه مردم و جوانان بسیج می شدند و هر کاری از دستشان بر می آمد انجام می دادند.این فهم مشترک فرصتی هم برای کشورفراهم می کرد. در آن زمان چه استفادهای ازاین فهم مشترک صورت گرفت و با توجه بهاین که اکنون نیز کشور با مخاطرات گوناگونی مواجه استایا چنین فرصتی هم اکنون در کشور وجود دارد؟ اختلاف نظرهایی که مااین روزها در کشور شاهدیم در زمان جنگ هم به نوعی دیگر دیده می شد. به عنوان مثال در آن دوره بین امام و نخبگان در ادامه جنگ اختلاف پیش آمد. بعد از عملیات رمضان و قبل از عملیات والفجر مقدماتی بین آقای منتظری و هاشمی و برخی سران با حضرت امام اختلاف پیش آمد. چه سالی؟ حدود سال 1362 در آستانه عملیات خیبر. در آن مقطع برخی از آقایان ادامه جنگ را به مصلحت نمی دانستند ولی هیچ پیشنهادی هم وجود نداشت. تنها پیشنهاد موجود آتش بس بود کهاین پیشنهاد را امام نمی پذیرفت و معتقد بود آتش بس دوپهلو است و جنگ را تمام نمی کند و ممکن است یکسال بعد آتش بس شکسته شود. در چنین مقطعی اختلاف نظر پیش آمد. ولی در سال 1367 هم که جنگ به پایان رسید تا امروز ما در حالت آتش بس با عراق به سر می بریم و قرارداد مشخصی بین دو کشور وجود ندارد. اینگونه نیست. قطعنامه 598 با پیشنهادات آتش بسی که قبل از آن ارائه می شد خیلی فرق داشت. قطعنامه 598 اولین قطعنامهای است که دارای شرایط صلح بود. فرق آتش بس با صلحاین است که در صلح برای مسائل اساسی مورد اختلاف مثل مرز بین الملل یا خسارات راه حل ارائه می شود. تا قبل از قطعنامه 598 در هیچ کدام از قطعنامه ها صحبت از تعیین مرز و پرداخت خسارت و شناسایی متجاور نشده بود. قطعنامه 598 یک ویژگی داشتاین بود که برای اولین بار روی مسائل مورد اختلاف دست گذاشته بود. برای چه این اتفاق افتاد؟ برایاین کهایران در یک جهش عملیاتی قرار گرفت. فاو را گرفت، شلمچه را گرفت، به بصره نزدیک شد، جزایر خیبر را در دست داشت و در اثراین موفقیت ها در داخل خاک عراق قطعنامه 598 صادر شد. بنابراین وقتیایران قطعنامه 598 را پذیرفت در حقیقت صلح را پذیرفت. بااین حال به نظر می رسد به دلیلاین که ما هنوز قراداد صلح مشخصی با عراق نداریم شاهدیم که الان نیز عراقی ها قرارداد الجزایر را زیر سوال می برند، مسئله غرامت جنگ حل نشده و اختلافات مرزی وجود دارد.ایا به دلیل مسائل رخ داده بعد از جنگ، مفاد قطعنامه 598 پیگیری نشد؟ دو بحث وجود دارد. یکی از نظر حقوقی هست که وضعیت حقوقی مرزهای ما بعد از جنگ قوی تر از قرارداد 1975 شد .چرا که 1975 قراداد الجزیره بود که بینایران و عراق امضا شد اما هیچ گاه به عنوان یک سند قطعی در شورای امنیت مصوب نشد. اما قطعنامه 598 مصوب شورای امنیت بوده و قوی تر از 1975 است. بنابراین وضع حقوقی ما با عراق الان بهتر از زمان شاه است اما در مورد اجرایی شدن قطعنامه 598 بحثهایی وجود دارد. برخی بندها اجرا شده و برخی دیگر اجرا نشده است. مثلا بند مربوط به اسرا و میله گذاری مرزی اجرا شد اما هزینه های جنگ را هنوز نتوانستیم بگیریم. بنابراین با قطعنامه 598 گام های زیادی برداشته شد. شما با مقطعی که جنگ خاتمه پیدا کرد موافقید؟ با حوادث مردادماه ما بهاین نتیجه رسیدیم که جنگ باید همین مسیر را برای خاتمه یافتن طی می کرد. در تیرماه 1367 عراق مرتب حمله می کرد و جلو می آمد و اعتبار قطعنامه 598 عملا از بین رفته بود. خود قطعنامه البته وجود داشت اما اعتبارش از بین رفته بود. به هر صورت ما در اوج اقتدار، پذیرش قطعنامه را به دست آوردیم اما قبلش نزدیک بود در اوج شکست آن را بپذیریم. چطور؟ ما قطعنامه را تیرماه پذیرفتیم. اما جنگ خاتمه پیدا نکرد و در مردادماه اتفاقات جدیدی افتاد که اوضاع رفته رفته به نفع ما برگشت چرا که ما کم کم آماده می شدیم که بصره را هم تصرف کنیم. اما امام جلوی ما را گرفت. در مردادماه 1367ما حمله عراق به خرمشهر را دفع کردیم، حمله به کرمانشاه را دفع کردیم، جبهه های ما پر از نیرو شده بود و بسیاری از مشکلات اقتصادی حل شده بود و آماده بودیم به بصره حمله کنیم اما امام به ما اعلام کرد که ما قطعنامه 598 را پذیرفتهایم و از مرز جلوتر نروید. اختلاف نظر شما برای پایان جنگ به چه زمانی مربوط می شود؟ به تیرماه، یعنی زمانی که ارتش عراق مرتب به ما حمله می کرد و ما معتقد بودیم که بااین شرایطی که ما داریم باید یک تحول اساسی در پشتیبانی نیروهای مسلح صورت بگیرد. اگر قطعنامه با محتوای قطعنامه 598 در سال 1362 بهایران پیشنهاد می شدایا مورد موافقت قرار می گرفت یا شرایط خاص سال 1367 باعث شد قطعنامه را بپذیرید؟ به نظر من مشکلی نبود و ما می پذیرفتیم. بهاین دلیل که وقتی قطعنامه 598 صادر شدایران در سال 1366 قطعنامه را به صورت مشروط و غیر علنی می پذیرد.ایران پذیرش خود را به سازمان ملل اعلام می کند و می گوید روی برخی از بندهاایراد دارد. پذیرش غیر علنی قطعنامه 598 نکتهای است که تا به حال مطرح نشده و در سطح جامعه مطرح نشده است اما 21 سال پس از پایان جنگ بد نیست به آن پرداخته شود. خیلی ها فکر می کنندایران در سال 1367 قطعنامه 598 را پذیرفت اماایران یک سال قبلش قطعنامه را پذیرفته بود اما بنا نبود کهاین موضوع افشا شود تا مذاکرات پیش رود و مانعی برای ادامه مذاکرات پیش نیاید. ما معتقدیم که جنگ را با پیروزی به پایان بردیم اما ظاهرا خیلی خوشمان نمیاید که در مورد پایان جنگ صحبتی کنیم. الان شما از هر نوجوانی که سوال کنید به شما می گوید جنگایران و عراق چه زمانی آغاز شد اما روز باشکوه صلح را خیلی ها نمی شناسند. چرا ما همیشه آغاز جنگ را به فال نیک می گیریم اما برای پایان جنگ و آغاز صلح بزرگداشتی برپا نمی کنیم؟ این یکی از غفلتهایی است که مدیران کشور مرتکب شده اند. من معتقدم هفته آخر مردادماه از 25 مرداد تا 31 مرداد را باید به عنوان هفته پاپانی جنگ و هفته پیروزی جشن بگیریم. چرا این اتفاق رخ نداده است؟ چند دلیل دارد. دلیل اولاین که امام قطعنامه 598 را با تلخی پذیرفت. البته بعد از پذیرش قطعنامه صدام به ایران حمله کرد و شکست های پی در پی را متحمل شد که شکست های آخر صدام، آن تلخی را به میزان زیادی جبران کرد. از طرفی در نیمه مردادماه که صدام اعلام کرد قطعنامه 598 را قبول دارد کسی باور نمی کرد که جنگ تمام شده واین احتمال داده میشد که صدام هر لحظه احتمال دارد حمله کند. در نتیجه تا چهار یا پنج سال نیروهای ما در مرز مستقر بودند و احتمال حمله داده می شد. اما وقتی که صدام به کویت حمله کرد و اعلام کرد قرارداد 1975 را قبول دارد می شد به عنوان پیروزی در نظر گرفت. از آن مقطع به بعد غفلتی شد و پایان جنگ اعلام نشد. شاید هم از بس صدام انسان شروری بود تا زمانی که اعدام شد کسی باورش نمیشد که دوباره بهایران حمله نکند. از طرف دیگر بعضی ها خوششان می آمد که پایان جنگ در هالهای از ابهام باقی بماند. چون وقتی در پردهای از ابهام باقی بماند پایان جنگ، پذیرش قطعنامه تفسیر می شد و پذیرش قطعنامه یعنی شکست. یکی از اختلافات من با آقای هاشمی هم همین بود کهایشان پایان جنگ را بیشتر ارتباط می داد به پذیرش قطعنامه 598. البته ایشان دو سه سال می شود که موضع خود را اصلاح کرده و به حوادث بعد از پذیرش قطعنامه 598 هم می پردازد. از سوی دیگرتعدادی از افرادی هم که خود را حزب اللهی می نامند و فرماندهان و مسئولان زمان جنگ را هم متهم می کنند که نتوانستند جنگ را اداره کنند، خوششان میاید که بگویند عدهای جام زهر را به حضرت امام نوشاندند. منافعاین ها هم دراین است که پایان جنگ روشن نشود. این گروه آخر افرادی هستند که عمدتا در جنگ حضور نداشتند اما اکنون ادعاهای زیادی مطرح می کنند. شما چه پاسخی بهاین گروه دارید؟ پاسخ ما برای همه یکسان است. ما معتقدیم که جنگ در هفته آخر مرداد تمام شد نه در هفته آخر تیرماه. هفته آخر تیرماهایران قطعنامه 598 را می پذیرد اما جنگ تمام نمی شود و ادامه پیدا می کند. جنگ به صورت گسترده و اساسی هم ادامه پیدا می کند. دشمن حتی در اوائل مرداد ماه دوباره خرمشهر را محاصره می کند جاده اهواز به خرمشهر را می گیرد. در واقع وقتی ما قطعنامه 598 را پذیرفتیم، آتش بسایجاد نشد چرا که صدام آن را نپذیرفت و با هجومی جدید دوباره بهایران حمله کرد و عملا جنگ جدیدی شروع شد. برای چه؟ برایاین که صدام محتوای قطعنامه 598 را قبول نداشت و دنبال قطعنامه 599 بود تا حداقلی را به دست بیاورد و به مردمش بگوید اگر هشت سال سرمایه مملکت و جوانان کشور را به باد داد لااقلی حاصلی به دست آورده است. مثلا بگوید میمک را به دست آورده یا تپهای را تصرف کرده و بی حاصل نبوده است. شما اشاره کردید که ما قبل از پذیرش رسمی قطعنامه 598، آن را به صورت غیر علنی و مشروط پذیرفته بودیم و تنها خواستار تغییرات در بندهای آن بودیم.ایا نیروهایی که در آن زمان با قطعنامه مخالفت کردند دنبال قطعنامه جدیدی با محتوای بهتر بودند یا همان قطعنامه را قبول داشتند اما مقطع پذیرش آن را مناسب نمی دانستند؟ من شخصا هیچگاه وارد بعد سیاسی پایان جنگ نشدم. چون می دیدم که بین امام و مسئولان سیاسی اختلاف نظر هست. من سکوت میکردم اما معتقد بودم که اگر قرار است جنگ ادامه پیدا کند باید یک سری کارها صورت گیرد و یک سری امکانات فراهم شود. من بااینکه خودم عضو شورای عالی دفاع بودم وارد خیلی از بحث ها در مورد پایان جنگ نشدم. بعد از پذیرش قطعنامه 598 من مطمئن شدم که امام بهترین کار را کرد. چون اگر قطعنامه 598 را امام نمی پذیرفت جبهه های جنگ متحول نمیشد. بهاین خاطر که ما در تیرماه کمبود نیرو داشتیم، اقتصاد جنگ به شدت ضعیف شده بود. اما وقتی امام قطعنامه 598 را پذیرفت تحولی اساسی به وقوع پیوست. آنقدر نیرو به جبهه ها آمد که ما دیگر توان سازماندهی آنها را نداشتیم. چرااین اتفاق افتاد؟ وقتی مردم فداکاری امام را مشاهده کردند و صحبت امام با آن لحن احساسی منتشر شد گویی آتشی در جان مردمایران افکنده شد و غیرت مردم به جوش آمد. در نتیجه توانایی ما در جبهه ها افزایش پیدا کرد و توانستیم در برابر دشمن بعثی با قوت مقاومت کنیم. اگر تصمیم در پذیرش قطنامهاینقدر مثبت بود پس چرا با عنوان جام زهر از آن یاد شد؟ به خاطراین که احتمالا خود امام هم نمی دانست تصمیمش چه پیامدی دارد و چه اتفاقی رخ می دهد، کمااین که بعد از مرداد ماه امام گفتند من دراین جنگ یک لحظه هم نادم و پشیمان نیستم واین نشان می دهد که اتفاقات مثبت مردادماه و تحول در جبهه ها باعث تغییر معادله به نفع ایران شده و امام را هم راضی کرده است. یکی از شهیرترین استراتژیست های جنگ می گوید هدف از هر جنگی برقراری یک صلح بهتر است. بعد از گذشت 21 سال از پایان جنگ ما هنوز می بینیم که جوایران هراسی همچنان در منطقه وجود دارد و کشورهای عربی خریدهای تسلیحاتی زیادی انجام می دهند. دیدگاه اعراب نسبت به خلیج فارس و جزایر سه گانه مثبت نیست و رابطه ما با کشورهای غربی اگر بدتر از ابتدای انقلاب نشده باشد خیلی بهتر هم نیست. فشارها و تحریم ها همچنان ادامه دارد و اگر به لحاظ استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه نگاه کنیم متوجه می شویم که شرایط به صورت بالقوه آماده یک درگیری نظامی هست. آقای احمدی نژاد هم چندی پیش تائید کرد که آمریکا ظرف چند سال گذشته 15بار قصد حمله بهایران را داشته است. با توجه بهاین که شرایط بالقوه برای هرنوع درگیری وجود داردایا صلح فعلی، صلح بهتری نسبت به گذشته است یا خیر؟ می توانیم بگوییم امنیت پایدارتر و بهتری وجود دارد. البته به صلح پایدار نرسیدهایم اما فرصت هایمان بیشتر شده است. تهدیدهایمان چی؟ ما در دهه اول انقلاب، زمانی بود که در ملت ها فرصتی به دست آورده بودیم اما در دولت ها با تهدیدهایی مواجه بودیم. در دهه دوم انقلاب در سطح دولت ها هم تهدید و هم فرصت را شاهد بودیم و در سطح ملت ها فرصتمان کمتر شد. در دهه سوم انقلاب و نیز هم اکنون، میزان فرصت های ما فوق العاده افزایش پیدا کرده و البته تهدیدهایی برای ما درست شده که میتوانست اصلا وجود نداشته باشد. بنا به گفتمانی که آقای احمدینژاد دارد یک مبهمات و چالشهایی بین ما و غربی ها به وجود آمده است. به نظرم در دهه سوم انقلاب به صورت توامان فرصت ها و تهدیدهایی وجود دارد اما چون تهدیدها مثل دهه اول انقلاب ریشهای نیست و دشمنان قصد براندازی ما را ندارند، تهدیدها را می توان به سرعت حل کرد. بنابراین وضعیت امروز ما از نظر امنیت ملی پایدارتر از دهه اول انقلاب است. آقای محسن رضایی وقتی فرمانده سپاه بود خیلی جوان تر بود و تجربیات امروز را هم نداشت. اما امروز آقای رضایی در سطحی قرار دارد که حتی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری می شود. اگر آقای رضایی امروز با همین کاراکتر و تجریات فعلی فرمانده سپاه بود در مدیریت و فرماندهی نظامی چه تفاوتی داشت؟ حتما در بعد عملیاتی و نظامی برخی تصمیمات را نمی گرفتم و یک سری تصمیمات دیگر را اتخاذ می کردم. با توجه بهاین که در شورای عالی دفاع حضور داشتید و به قول خودتان آن موقع سعی داشتید در تصمیم گیری های سیاسی مربوط به جنگ دخالت نکنیدایا در تصمیم گیری های سیاسی که آن موقع از کنارش می گذشتید بیشتر دخالت می کردید؟ قطعا یکی از جنبههایی که اصلاح می کردم همین بود که تصمیمات سیاسی را از حالت فردی خارج کرده و به نقطه بهتری برسانم. برای دستیابی به صلح هم به راهکارهایی بهتر فکر می کردم و تصمیم می گرفتم اگر قرار است جنگ را ادامه دهیم جنگ را ضعیف ادامه ندهیم و همه امکانات کشور به صحنه بیاید تا جنگ طولانی و فرسایشی نشود.این اتفاق با تغییر در تصمیم گیری های سیاسی به وجود می آمد. همچنین برخی برداشتهایی که من آن موقع به آن رسیده بودم و بعد از جنگ مشخص شد برداشت های درستی بوده، آن برداشت ها را با قوت بیشتری پیگیری می کردم. مثل چه؟ مثل تعیین تکلیف با دولت در جنگ. ما آن زمان به خاطراین که وقتمان در مباحثه با دولت بر سر تخصیص امکانات گرفته نشود با هر میزان امکاناتی که دستمان بود جنگ را ادامه می دادیم در حالی که می شد در جنگ توقفی دهیم تا تکلیفمان با دولت بر سر استفاده از امکانات روشن شود و سپس با قوت جنگ را ادامه دهیم. اگر می دانستیم برای تعیین تکلیف در مورد استفاده از تمام امکانات کشور در جنگ، تصمیم گیری کلان طول می کشد، می شد در زمان عملیات والفجر مقدماتی یا خیبر توقفی در جنگ بدهیم. یک فرمانده جنگ چقدر باید سیاست را بشناسد؟ در طول تاریخ، سیاستمداران همیشه جنگ ها را شروع کرده اند و نظامیان سیاسی جنگ ها را پایان داده اند.این مسئله نشان می دهد که یک فرمانده جنگ باید سیاست را به خوبی بفهمد. اگرنتواند سیاست را خوب بفهمد جنگ را نمی تواند اداره کند، چون همه جنگ تخریب نیست ، بلکه بخش مهمی از آن تدبیر و دوراندیشی است و سطح فرمانده جنگ حتما باید از سیاستمدار بالاتر باشد. در مجموع یک نظامی باید کارگزار سیاستمدار باشد یا سیاستمدار کارگزار فرمانده جنگ؟ این موضوع جزو اختلاف نظرهایی است که هم اکنون در علوم استراتژیک مطرح است. راه حلی که پیدا شده درک مشترک است. هم سیاستمداران سطح عالی کشور باید سیاست دفاعی را بفهمند و هم فرماندهان باید مسائل سیاسی را درک کنند. الان در کشورهای پیشرفته دوره های دفاع ملیایجاد شده تا سیاستمداران و نظامیان درآن جا دروس مشترکی را بگذرانند. یعنی سیاسی ها آن جا دانش نظامی را فرا گیرند و نظامیان دانش سیاسی را تا هر دو همدیگر را درک کنند. زیباترین خاطره شما از دوران هشت ساله دفاع مقدس کدام است؟ شیرین ترین خاطره من مربوط به لبخندی است که امام بعد از فتح خرمشهر نثار ما کردند. بعد از فتح خرمشهر من خدمتایشان رسیدم تا گزارشی از عملیات ارائه دهم. در آن جلسه چنان تبسم و شادی بر چهره امام ظاهر شد که من تا حالا ندیده بودم. ایشان از توضیحات من بسیار به وجد آمدند. آن تبسم هنوز در خاطر من نقش بسته است. منبع: هفته نامه میهن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/07/05ساعت 22:5 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
![]() دکتر محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام امشب در برنامه تهران 20 حضور خواهد یافت. وی در ویژه برنامه هفته دفاع مقدس در شبکه تهران حضور یافته و پیرامون دفاع مقدس با مردم صحبت خواهد کرد. فرمانده کل سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس درباره نحوه شروع جنگ تحمیلی، ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، و ناگفته هایی آن دوران مطالبی را مطرح نماید. یاد آور می شود این برنامه در ساعت 20:10 پنج شنبه به صورت زنده از شبکه تهران پخش خواهد شد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/07/02ساعت 18:47 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
به مناسبت هفته ارزشمند دفاع مقدس برنامه سیمای نصف جهان هر شب راس ساعت ۱۵/۲۱ از شبکه اصفهان با اجرای مجری توانمند صدا و سیمای مرکز اصفهان محسن دلیران فیروز ( عموی احمد رضا دلیران فیروز ) پخش میشود . هفته دفاع مقدس گرامی باد . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/07/01ساعت 0:33 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: به کاندیداهایی که در عرصه انتخابات رای نیاوردند توصیه می کنم که تعامل خود را با رهبری بیشتر کنند.
خبرآنلاین، محسن رضایی با اشاره به اینکه اگر انتقاد از موضع دلسوزی و به جا صورت نگیرد قطعا جنبه کارشکنی به خود می گیرد تصریح کرد: نقد نباید وسیله ای برای لجبازی باشد و باید از موضع اصلاح صورت گیرد. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو با باشگاه خبرنگاران با اشاره به اینکه فعالان سیاسی باید در محور وحدت حرکت کنند اذعان داشت:با وحدت می توان از حقوق مردم و نظام در عرصه داخلی و خارجی دفاع کرد لذا فعالان سیاسی می بایست با برقراری ارتباط صمیمی تر با نظام و رهبری بتوانند از نظام و حقوق ملت دفاع کنند. همانطور که من ارتباط خود را با رهبری و نظام حفظ کردم و در خصوص مسائل داخلی از جمله وضعیت بازداشتگاه کهریزک و آزادی زندانیان بی گناه و تشکیل دادگاه متخلفین توانستم موثر باشم. وی با تاکید بر اینکه اگر انتقاد را از موضع امر به معروف و نهی از منکر نگاه کنیم هیچ گاه در مسیر کارشکنی قرار نخواهیم گرفت تصریح کرد: در امر به معروف و نهی از منکر شرایطی وجود دارد که اگر آن شرایط رعایت شود دیگر آسیبی به کسی وارد نمی شود و از این رو قطعا نقدی که این چارچوب را داشته باشد نقد منصفانه خواهد بود، اما اگر از موضع دلسوزی و به جا صورت نگیرد قطعا جنبه کارشکنی به خود می گیرد لذا نباید نقد وسیله ای برای لجبازی باشد و باید از موضع اصلاح صورت گیرد. رضایی به آسیب شناسی احزاب و پارامترهای آن اشاره کرد و گفت: مسائل پس از انتخابات نشان داده که دولتمردان و فعالان سیاسی نمره خوبی کسب نکردند که این نشان می دهد فعالان سیاسی و احزاب و دولتمردان نیاز به بازنگری جدی در رفتارهای خود دارند در این بازنگری باید ظرفیت هارا بالا برد و نباید اجازه داد که برخوردها جنبه تخریبی پیدا کنند. وی در خصوص مجوز روزنامه ملت گفت: مجوز روزنامه ملت هنوز اخذ نشده است با توجه به این که چهار ماه پیش از انتخابات تقاضا کردیم،که تا به امروز با انتشار آن موافقت نشده است و این موضوع همچنان در دست بررسی است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/06/31ساعت 19:22 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
در سفر دکتر محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام به استان اصفهان ایشان با اعضای ستاد انتخاباتی جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان و اعضای ستاد مردمی حمایت از ایشان در استان اصفهان دیدار کردند . ایشان از تلاشهای جوانان و دانشجویان این دو ستاد در ایام انتخابات تشکر کردند و به بیان دیدگاه های خود در پس انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری پرداختند . در ابتدای جلسه احمد رضا دلیران فیروز به نمایندگی از ستاد جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان و ستاد مردمی حمایت از دکتر محسن رضایی در استان اصفهان به سخنرانی پرداخت . لازم به ذکر است ستادهای مردمی حمایت از دکتر محسن رضایی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در زیر نظر مهندس حسن بیادی نایب رئیس شورای اسلامی شهر تهران و دبیرکل جمعیت آبادگران جوان فعالیت مینمودند . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/06/09ساعت 22:57 توسط جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
جبهه نسل سوم ایران اسلامی استان اصفهان
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 |
| پیوندها |
|
حزب نیک اندیشان استان اصفهان دکتر محسن رضایی جمعیت آبادگران جوان استان اصفهان |
|
RSS
|